القاضي سعيد القمي

مقدمه 44

اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )

وجداني وتألم درونى روح أو را فشار مىداد در آغاز بيمارى خود مأمور مخفيانه‌اى بدون مشورت با وزراء به پايتخت فرستاد ترديدى براي من باقي نمىگذارد يقين دارم كه پسر خود را كور وبلكه از زندگى محروم كرده باشد اظهار اين موضوع فقط بمنظور اطلاع ملت بود وگرنه همان كورى وبىبصرى كافى است براي محروميت از سلطنت بنابراين مصلحت اقتضا مىكند كه ما يكباره بسراغ حمزه ميرزا برويم وهرچه زودتر بايد اين امر انجام گيرد چه گفته‌اند في التأخير آفات از فترت بايد انديشيد ومملكت را بلاتكليف نبايد گذاشت طورى اين سخنان با صورت حق - بجانب وخيرخواهى ملت ومصلحت مملكت القا مىشد كه همه تحت تأثير قرار گرفتند وبه‌ويژه كه رشوه هم به آنها داده وملت بيدار را در جريان گذارده هيچ‌كس تصور نمىكرد كه بيانات أو صرفا جنبه شخصي دارد وچيزى كه در ميان نيست صلاح مردم ومصالح كشور است ترس از عزل وبيم بيكارى غرض شخصي يا مرض عمومى است واين كلمه بيدارى ملت براي مردم نادان به‌منزلهء لالائى أطفال يا صيد نعامه وگرفتن انعام است اطرق كرى اطرق كرى ان النعامة في القرى گروهى كه نفع مشترك داشتند وقدر جامع وسلطنت فرزند ارشد بنفع آنها نبود فرياد أحسنت آفرين بلند كردند حد همين بود سخندانى وزيبائى را در تأييد بيانات صدر أعظم گفتند وبه سلطنت حمزه ميرزا كودك خردسال رأى ونتيجة مىگرفتند همه گويند سخن گفتن سعدى دگرست هيچ‌كس در اين جمع از اين نتيجة خشنودتر از ناظر نبود چه تربيت كودك خردسال در عهدهء اوست برخاست ودر تقويت دلايل صدر أعظم نطق كرد چنانكه اشاره فرمودند در اين موقع بطور تحقيق نمىتوان از سرنوشت صفى ميرزا خبر داد اينجانب اطلاع دارم كه شاه مرحوم از هشت فرسنگى مراجعت كرد ومأمورى پنهانى فرستاد بىشك يا صفى ميرزا كورست ويا از مردگان گور با اين مقدمات وگزارش نيازى بشور ومراجعه بآراء عمومى نيست زيرا موضوع منتفى است وجاى گفتگو باقي نمانده سلطنت حق حمزه ميرزا وكسى جز أو نيست سكوت مطلق حكمفرما ودر اين مواقع موجب رضاست